محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
383
خلد برين ( فارسى )
اعاظم اركان دولت ابد طراز بود با شاهزادگان و امراى استاجلو طريق موافقت مىپيمود . و از امراى نامدار حسينقلى خلفاى روملو و امير اصلان سلطان چاتوق تركمان با تمامى طايفهء افشار قرعهء اختيار سلطنت پايدار را به نام اسماعيل ميرزا انداخته او را وليعهد و قائم مقام پدر بزرگوار ساخته بودند . و مهد عليا و خدرمعلى پريخان خانم كه از جملهء بنات مكرمات خاقان جنت مكان و به وفور عقل و دانش در خدمت شبانهروزى پدر عالىگهر ، محسود امثال و اقران و از اين رهگذر پيوسته منظور نظر عاطفت و گنجور گنجينهء اسرار شاهى و پردهنشين حريم حرم قرب پادشاهى بود با سلطان حيدر ميرزا كه خود را شايستهء سرير سلطنت و سزاوار وليعهدى پدر بزرگوار مىدانست چندان صفائى نداشت و باطنا در ميان ايشان ابواب كلفت و كدورت مفتوح و غبار نقار مرتفع بود و به سعى و اهتمام تمام در نظام و انتظام مهام سلطنت اسماعيل ميرزا بذل جهد مىفرمود و ميرزا نيز اين معنى را دريافته پيوسته به مهربانيهاى خواهر مهربان مستظهر و شادان بود . و از جملهء شاهزادگان سلطان سليمان ميرزا كه با مهد عليا از يك مادر بود و سلطان محمود ميرزا كه در ميان طايفهء روملو به سر مىبرد و سلطان احمد ميرزا كه در ميان طايفهء افشار روزگار مى - سپرد به موافقت شمخال سلطان و طايفهء چركس كه اقوام مادرى خدرمعلى بودند آنان را كه بر سلطنت سلطان حيدر ميرزا اتفاق داشتند به غدر و نمك به حرامى منسوب ساخته به بانگ بلند مىگفتند كه ما به غير از ولى نعمت و مرشد كامل خود در شاهراه اخلاص و صوفيگرى ، ديگرى را نمىشناسيم و تا آن حضرت در حيات و بر سرير سلطنت متمكن باشد هيچكس را قائم مقام او نمىدانيم و اگر خدا ناكرده آن سرور را سفر ناگزير پيش آيد پادشاه و ولى نعمت ما آن كس است كه به حكم وصيت ، وليعهد و قائم مقام آن حضرت باشد و اگر به فرض محال ، واقعهء ارتحال بىآن كه يكى از فرزندان كامكار را وصى و وليعهد گرداند روى نمايد در طريقهء صوفيگرى و اخلاص